گروه اقلیت

درخواست حذف این مطلب

گروه اقلیت

ما انسان ها برای رشد وتکامل، دگردیسی و دگرگونی های متنوعی را تجربه می کنیم وبه دلیل همین دگرگونی ها به بلوغ وتکامل می رسیم

با دقتی در تاریخچه انسان شناسی در می ی م که انسان کهن نسبت به انسان امروزی بسیار خام ونابالغ است ودگرگونی های کمتری را را بخود اختصاص داده است و به همین مناسبت دیرینه شناسان انسان های کهن را در مسیر فراگیری رفتار زیستی به گونه های متفاوتی از کهن تا مدرن دسته بندی کرده اند .

پس از انقلاب کشاورزی وشهرنشینی و صنعتی، قدرت انسان برای درک آفریدگار بیشتر وبهتر شده است. برداری از رازهای آفرینش با پیشرفت دانش وتکنولوژی درهمه ی عرصه ها رخ داده است . وانسان د ویش ها وپایش های علمی از مرحله ی بدوی خود به مرحله ی مدرن تری حرکت کرده است.

دگرگونی هایی که به واسطه ی آن انسان را به اقتدار کشانیده و او را از نسل های پیشین خود متمایز ساخته است

امروزه شکوه و اوج درک دانش فیزیک وشیمی وزیست شناسی و... شعورانسان را بالغ تر از پیش نموده است ووی را با شتاب بیشتری به سمت تکامل وجانشینی علی الاطلاق خداوند سوق می دهد

ابر باد ومه وخورشید وفلک برای تحقق بلوغ انسانیت به سربازی وفداکاری مشغولند ولی اکثر انسانها همچنان درتردید وناسپاسی به سر می برند. وغبار حق ناشناسی و ناسپاسی را از وجود خود نمی روبد.

به فرموده ی آفریدگار دانا :

وَلَکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لَا یَشْکُرُونَ بقره : ٢٤٣

وَاللَّهُ غَالِبٌ عَلَى أَمْرِهِ وَلَکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لَا یَعْلَمُونَ یوسف: ٢١

وَلَکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لَا یُؤْمِنُونَ هود: ١٧

وبه تع ری قرآن مملو ازاین حکایت است که:

قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ بَلْ أَکْثَرُهُمْ لَا یَعْقِلُونَ العنکبوت: ٦٣

أَوَلَوْ کَانَ آبَاؤُهُمْ لَا یَعْقِلُونَ شَیْئًا وَلَا یَهْتَدُونَ البقرة: ١٧٠

فَطُبِعَ عَلَى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لَا یَفْقَهُونَ المنافقون: ٣

أَلَا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَلَکِن لَّا یَشْعُرُونَ بقره: ١٢

به گواهی قرآن بسیاری از لا ها ولن های قرآن برای این است که پروردگار برای رساندن خیر وتکامل به انسان اورا دعوت به دقت وتدبر می کند ولی انسان ناسپاسی می کند و به دنبال خامی و قهقرا تمایل دارد.

هنگامی که های نادانی با نور دانش از ذهن و زندگی مردم کنار می رود و بسیاری از تردیدها و تاریکی ها ازبین می رود دراین میان بسیاری از ناسپاسان هنوز به پوشاندن واقعیت ها اهتمام دارند. دراصطلاح دینی به آنها کافر می گوئیم.

کفر غبار و پوششی است برای نادیده گرفتن واقعیت ها و واژه ی کافرمتضاد با شاکراست.کافرناسپاس است وشاکر سپاسگزار.

انا هدینا السبیل اما شاکرا واما کفورا / (سوره انسان - 3)

انبوه ناسپاسان بیشتربه این دلیل است که ایشان دل به اندک د خویش گرم داشته اند و قطره وجودشان را از دریای دانش پروردگار جدا می دانند.درحالیکه " نَرْفَعُ دَرَجَاتٍ مَّن نَّشَاءُ وَفَوْقَ کُلِّ ذِی عِلْمٍ عَلِیمٌ " یوسف: ٧٦

جناب ابلیس اولین کافری است که با د اندک خویش به سجده بر د قدسی آدم گردید ورو برتافت ونفرین شد.

همه سجده د ولی ابلیس گمان برد که برتری هایی دارد و کفر ورزید .

وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِکَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِیسَ أَبَى وَاسْتَکْبَرَ وَکَانَ مِنَ الْکَافِرِینَ البقرة: ٣٤

ذات اقدس ربوبی از دورزان انتظار تکلیف دارد و بی دان معاف ازتکلیف می مانند.

سپاسگزاری هم تکلیفی است که از اهل د و مدعیان عقلگرایی انتظار می رود.

اما آنچه که پیداست توهم دانایی و ناسپاسی عقلگرایانی است که در اکثریت قرار گرفته اند.ومورد طعنه پروردگارند.

سپاسگزاری وقدر شناسی از مواهب ونعمات خود نعمتی مضاعف برهدیه های خ است

لئن شکرتم لازیدنکم (ابراهیم 7 )

قدرشناسی وسپاسگزاری از تلاش و هدیه وعنایت همنوعان وپروردگار در تداوم وافزایش لطف ومرحمت تاثیر بسزایی دارد

وبرخلاف آن ناسپاسی می تواند مانع دریافت لطف وفیض و هدایا باشد

که هشتم فرمود:

مَنْ لَمْ یَشْکُرِ الْمُنْعِمَ مِنَ الْمَخْلُوقِینَ لَمْ یَشْکُرِ اللَّهَ عَزَّ وَ جَل »؛ [1] ی که نعمت دهنده از مخلوقات را شکرگزار نباشد، شکرگزار خداوند نیز نخواهد بود». این روایت به صراحت بر مطلب مورد نظر دل دارد.

آنکه سپاسگزار آفریده های خدا نیست نمی تواند سپاسگزار آفریدگار باشد.

چه بسیار کم هستند گروه سپاسگزاران وچه بسیار زیادند گروه ناسپاسان .

صادق (علیه السلام) فرمود:«در تورات نوشته شده:سپاس کن آن را که بر تو نعمت داده و نعمت بده آن را که از تو سپاس گزار است، با سپاس نعمت ها پایان نمی پذیرد، اما کفران، نعمت ها را باقی نمی گذارد، شکر و سپاس باعث زیادی نعمت ها و ایمنی از دگرگونی ها شود». [۲]

دگرگونی و تبدیل نعمت ها به نقمات وبلا هایی که می تواند ناشی ا سپاسی باشد.

که فرمود : "ولئن کفرتم ان عذ لشدید (سوره ابراهیم - 7)

سجاد (علیه السلام) فرمود:«خدا هر دل غمگینی را دوست دارد، و هر بنده ی سپاس گزاری را دوست دارد، روز قیامت خدای تبارک و تعالی به یکی از بندگانش می فرماید از فلانی سپاس گزاری کردی؟ عرض می کند:پروردگارا! من تو را سپاس گفتم، خدای تعالی فرماید:چون از او سپاس گزاری ننمودی، مرا هم سپاس نگفته ای، سپس فرمود:شکرگزارترین شما خدا را ی است که از مردم بیشتر شکرگزاری کند». [۳]

در حکایتی از اسرار وحید شیخ سعید آمده است که :

خواجه بوالفتح شیخ گفت که شیخ قدس الله روحه العزیز در نشابور بود یکروز ببستقان می شد و وخواجه علی طرطوسی باشیخ ما بهم بود، شیخ در راه می گفت:" اللهم اجعلنی من الاقلین " چون ببستقان رسیدند خواجه علی از شیخ پرسید که که دراین راه برلفظ شیخ بسیار می رفت " اللهم اجعلنی من الاقلین" شیخ گفت خدای تعالی می گوید: اعملوا آل داوود شکرا وقلیل من عبادی الشکور ( 13 سبا) ما می خواستیم که ان قوم باشیم کی شکر نعمت او بجای آریم.(؟!) [4]

سعدی علیه الرحمه در دیباچه ی گلستان چنین نگاشت که:

منّت خدای را عز و جل که طاعتش موجب قربتست و به شکر اندرش مزید نعمت (سورهٔ ابراهیم - آیهٔ ۷) هر نفسی (نفس) که فرو می رود ممدّ حیاتست و چون بر می آید مفرّح ذات پس در هر نفسی دو نعمت موجودست و بر هر نعمتی شکری واجب

از دست و زبان که برآید کز عهده شکرش به در آید

اِعملوا آلَ داودَ شکراً وَ قلیلٌ مِن عبادیَ الشکور (سوره سبأ - آیه ۱۳)

بنده همان به که ز تقصیر خویش عذر به درگاه خدای آورد

ورنه سزاوار خداون نتواند که به جای آورد

باران رحمت بی حسابش همه را رسیده و خوان نعمت بی دریغش همه جا کشیده بندگان به گناه فاحش ندرد و وظیفه روزی به خطای منکر نبرد

ای کریمی که از خزانه غیب گبر و ترسا وظیفه خور داری

دوستان را کجا کنی محروم تو که با دشمن این نظر داری

فرّاش باد صبا را گفته تا فرش زمرّدی (زمردین) بگسترد و دایه ابر بهاری را فرموده تا بنات نبات در مهد زمین بپرورد درختان را به خلعت نوروزی قبای سبز ورق در بر گرفته و اطفال شاخ را به قدوم موسم ربیع (نوروز) (گل) کلاه شکوفه بر سر نهاده عصاره نالی (تاکی) به قدرت او شهد فایق شده و تخم مایی به تربیتش نخل باسق گشته

ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند تا تو نانی به کف آریّ و به غفلت نخوری

همه از بهر تو سرگشته و فرمان بردار شرط انصاف نباشد که تو فرمان نبری [5]

پروردگارا ما را ازسپاسگزاران نعمت های خویش و قدردان تلاشها و زحمات حق دارانمان قرار بده. (آمین)

والی الله المصیر

حمیدرضا ابراهیم زاده

23 مهرماه 1397

منابع :

1- شیخ صدوق، عیون أخبار الرضا(ع)، ج ۱، ص ۲۷.

2- شیخ حرّ عاملی، وسائل الشیعة، ج ۱۵، ص ۳۱۵، مؤسسه آل البیت(ع)، قم، چاپ اول، ۱۴۰۹ق.

3- کلینی، محمد بن یعقوب، الاصول من الکافی، محقق و مصحح: ، علی اکبر، ی، محمد، ج ۲، ص ۹۹، دار الکتب الإسلامیة، تهران، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ق

4- شیخ سعید الخیر ،اسرار وحید،به اهتمام ذبیح الله صفا ص330 ،انتشارات فردوس ،چاپ سوم 1388

5- شیخ مصلح الدین سعدی،کلیات سعدی ،بامقدمه وتصحیح محمد علی فروغی ص66 ، نشر طلوع چاپ پانزدهم 1387




*تمامی حقوق مربوط به این اثر درانحصارمولف محفوظ می باشد